زمان کنونی: ۱۳۹۶/۱۱/۰۴، ۰۳:۲۹ ق.ظ درود مهمان گرامی! (ورودثبت نامورود با فیسبوکورود با گوگل پلاس)

خاطرات حمیدرضا خالق پناه

****
کاربر افتخاری

ليسانس
تاریخ عضویت: ۱۳۸۹/۱۲/۱۹
اعتبار: 25
وضعیت : آفلاین
سپاس‌ها: 2053
2900 سپاس گرفته‌شده در 811 ارسال
ارسال: #1
خاطرات حمیدرضا خالق پناه
[td]باسلام به همه عزیزان

من هم همونطور که قبلا گفتم از بچگی انواع پرنده و یا ماهی وخرگوش و لاکپشت و گربه و خلاصه حیوونای خانگی ازاین دست نگه میداشتم و پدرم هم با اینکه نظامی بود خیلی به حیوونا علاقمند بود و وقتی من حدود 5 یا 6 سالم بود یه اتاق بزرگ پراز قناری داشت که دورتادور در دوردیف قفس های جفتگاهی بود و قسمت دیگه اتاق رو تور زده بود و شاخه درخت گذاشته بود جوجه های بزرگ رو اونجا ول میکرد ولی من بدلیل کم سن بودن خیلی کم ازاون روزها یادم میاد واما در مورد پرورش قناری باید بگم چون همیشه میشنیدم که میگفتن نگهداری قناری سخته قناری نمیخریدم ولی بالاخره 12 یا 13 سال پیش به خودم جرات دادم و یه نر جوون پرتقالی خریدم به قیمت 14000 تومن و باخودم گفتم همین رو فقط میخرم واسه خوندن ولی بعد یه مدت وسوسه شدم که یه ماده هم بخرم و جوجه کشی رو تجربه کنم وخلاصه رفتم و یه ماده براش خریدم ابلغ به مبلغ 7000 تومن و در اون سال قناری های من شدن 6 تا ومن هروقت که جوجه میدادن من از خوشحالی میخواستم بال دربیارم وبعدش کم کم به قناری هام اضافه کردم تا وقتی که بعضی موقع ها به حدود 50 تا هم میرسیدن البته الان بدلیل کمبود جا تعداد کمی فری دارم که انشاله بتونم ازشون امسال جوجه بگیرم.

موفق و پیروز باشید
 
 
[/td]  
امضای hamid@line می خواهم دنیا را بدهم برایم تنگ کنند

به اندازه " آغوش " تو

تا وقتی به آغوشت می رسم

بدانم همه دنیا از آن من است
۱۳۹۲/۰۹/۰۳، ۱۱:۱۸ ق.ظ
سوابق نقل قول




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان